خبرنامه پيامكى



شماره همراه:

عضویت لغو عضویت

لطفا شماره خود را بدرستی وارد نمائید!

تصاویر تصادفی

عضویت در خبرنامه

بازدید کننده گرامی برای اطلاع از برنامه های نقالی شاهو صالحی از طریق پیامک لطفا شماره خود را در قسمت خبرنامه پیامکی ثبت نموده ویادر خبر نامه سایت عضو شوید.

نام:

ایمیل:

جستجو در سایت

اخبار جدید


به سايت رسمى شاهو صالحى نقال داستانهاى ملى و حماسى ايران خوش آمديد.شاهو صالحى شاگرد زنده ياد مرشد ولى اله ترابى است و در زمينه نقالى مكتب تهران،نقالى مكتب كوردستان،نقالى مكتب بختيارى و نقالى مكتب خراسانى فعاليت مى كند.

آن چنان به ایران علاقه مندم که حتی تمام بهشت را با یک وجب از خاک ایران عوض نمی کنم.
جهت اطلاع از برنامه های نقالی شاهو از طریق پیامک لطفا شماره خود را در قسمت خبرنامه پیامکی ثبت نموده ویادر خبر نامه سایت عضو شوید.لازم به ذكر است كه فقط اجراهايى كه در محافل خصوصى ، ادارات و سازمانها انجام ميشود ، از طريق پيامك اطلاع رسانى نمى شود .
ويژگي‌هاي‌ ادبيات‌ شفاهي‌

ويژگي‌هاي‌ ادبيات‌ شفاهي‌
آيا مي‌توان‌ از ويژگي‌هاي‌ عام‌ در ادبيات‌ شفاهي‌ سخن‌ گفت‌؟ ويژگي‌ هايي‌ كه‌ بتوان‌ در متون‌ شفاهي‌ اقوام‌ و ملل‌ مختلف‌، مصاديق‌ آن‌ها را مشاهده‌ كرد؟ اگر پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش‌ مثبت‌ است‌، چنين‌ ويژگي‌هايي‌ شامل‌ چه‌ مواردي‌ مي‌شود و علاوه‌ بر اين‌ تخريج‌ و تبويب‌ آن‌ها، چه‌ مزايايي‌ براي‌ پژوهشگران‌ و پژوهش‌هاي‌ علمي‌ به‌ بار مي‌آورد؟ 
مطالعات‌ و پژوهش‌ هايي‌ كه‌ طي‌ يك‌ قرن‌ گذشته‌، روي‌ متون‌ شفاهي‌ اقوام‌ و ملل‌ گوناگون‌ صورت‌ گرفته‌ است‌، پژوهش‌گران‌ را به‌ اين‌ نتيجه‌ رهنمون‌ كرده‌ كه‌ ادبيات‌ شفاهي‌ داراي‌ ويژگي‌هاي‌
عامي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ آن‌ها را در متون‌ گوناگون‌ ردگيري‌ و مشاهده‌ كرد. 
برخي‌ از مطالعات‌ و پژوهش‌ها روي‌ يك‌ ژانر معين‌ از ادب‌ شفاهي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و برخي‌ نيز به‌ طور كلي‌ آثار منثور و منظوم‌ را در برمي‌گيرد. از نمونة‌ اول‌ مي‌توان‌ به‌ مطالعاتي‌ كه‌ روي‌ افسانه‌ها و طبقه‌ بندي‌ آن‌ها انجام‌ گرفته‌ است‌، اشاره‌ كرد. يكي‌ از مهم‌ترين‌پژوهش‌ها در اين‌ زمينه‌ كه‌ خوانندة‌ فارسي‌ زبان‌ نيز با آن‌ آشنايي‌ دارد ، پژوهش‌ فولكلورسيت‌ روسي‌، ولاديميرپراپ‌ روي‌ افسانه‌هاي‌ سحرآميز روسي‌ است‌ 1 . از نمونة‌ دوم‌ نيز مي‌توان‌ به‌ كتاب‌ رشد ادبيات‌ 2 نوشتة‌ هكتورمونرو چادويك‌ و نوراكرشاوچادويك‌ اشاره‌ كرد. اين‌ كتاب‌ يكي‌از مهم‌ترين‌ تأليفاتي‌ بوده‌ كه‌ در زمينة‌ ادبيات‌ شفاهي‌ انجام‌ گرفته‌ و حاصل‌ پژوهش‌هاي‌ چندسالة‌ مؤلفان‌ آن‌ است‌. جلد اول‌ اين‌ كتاب‌، چند سال‌ پيش‌ به‌ وسيلة‌ دكتر فريدون‌ بدره‌اي‌، با دقتي‌ در خور و به‌ نيكوتر وجهي‌ ترجمه‌ و منتشر گرديده‌ است‌. 3 نويسندگان‌ طي‌ جلدهاي‌ سه‌ گانة‌ آن‌، به‌ بررسي‌ تطبيقي‌ ادبيات‌ بسياري‌ از ملت‌ها در دورة‌ پيش‌ از كتابت‌ پرداخته‌اند. 
به‌ رغم‌ آن‌ كه‌ بيش‌ از شصت‌ سال‌ از تأليف‌ اين‌ كتاب‌ مي‌گذرد، هم‌ چنان‌ يكي‌ از منابع‌ معتبر در پژوهش‌هاي‌ ادبيات‌ شفاهي‌ محسوب‌ مي‌شود و بسياري‌ از جمع‌ بندي‌ها ونتيجه‌گيري‌هاي‌ آن‌ اعتبار علمي‌ خود را هم‌ چنان‌ درميان‌ اهل‌ نظر و تحقيق‌ حفظ‌ كرده‌ است‌. 
آن‌ چه‌ را پژوهش‌گران‌ به‌ عنوان‌ ويژگي‌هاي‌ ادبيات‌ شفاهي‌ تبويب‌ كرده‌اند، به‌ راحتي‌ مي‌توان‌ در آثار و متون‌ ادب‌ شفاهي‌ فارسي‌ نيز مشاهده‌ كرد. در سطور بعد، به‌ برخي‌ از اين‌ ويژگي‌ها كه‌ برجستگي‌ بيشتري‌ دارند، اشارة‌ مختصري‌ خواهيم‌ كرد:

1ــ مجهول‌ المؤلف‌ بودن‌: 
متون‌ شفاهي‌، خلاف‌ آثار تأليفي‌ كه‌ حاصل‌ خلاقيت‌ فكر و ذهن‌ فرد معين‌ هستند، مؤلف‌ معين‌ و مشخص‌ ندارند. هيچ‌ يك‌ از قصه‌هاي‌ شفاهي‌ كه‌ در ميان‌ مردم‌ ما رواج‌ دارند و حتي‌ «داستان‌هاي‌ عاميانه‌ فارسي‌» 4 كه‌ شكل‌ مكتوب‌ آن‌ها نيز در دست‌ است‌، از مؤلف‌ معين‌ و مشخصي‌ برخوردار نيستند. دست‌ بالا نام‌ جامع‌ يا گزارشگر آن‌ها در مقدمه‌ يا متن‌ كتاب‌ ذكر شده‌ است‌. في‌المثل‌ در داستان‌ سمك‌ عيار. از فردي‌ به‌ نام‌ «صدقة‌ ابن‌ ابي‌ القاسم‌»، به‌ عنوان‌ راوي‌ ياد شده‌ و «فرامرز بن‌ خداد بن‌ عبداله‌ الكاتب‌ الارجاني‌» نيز خود را كاتب‌ يا جامع‌ آن‌ ذكر كرده‌ است‌. 
در ابتداي‌ همين‌ كتاب‌، آمده‌ است‌ : «چنين‌ گويد جمع‌ كننده‌ اين‌ كتاب‌ فرامرز بن‌...» اين‌ عبارت‌، در جاهاي‌ مختلف‌ كتاب‌ تكرار مي‌شود. راوي‌ داستان‌ امير ارسلان‌ نيز «نقيب‌ الممالك‌» و كاتب‌ آن‌ دختر ناصرالدين‌ شاه‌ بوده‌ است‌. بيشتر متون‌ شفاهي‌، حتي‌ آن‌ هايي‌ كه‌ در كتاب‌هاي‌ ادبي‌ نيز نقل‌ شده‌اند، با عبارت‌هايي‌ مشابه‌ موارد زير شروع‌ مي‌شوند: «حكايت‌ كرده‌اند »، «آورده‌اند »، «مي‌گويند كه‌...» ، «چنين‌ شنيده‌ام‌» .
در ترانه‌ها و دوبيتي‌هاي‌ مردمي‌ نيز وضع‌ به‌ همين‌ صورت‌ است‌ بسياري‌ از دو بيتي‌هايي‌ كه‌ به‌ نام‌ فايز، نجما، حسينا، ابن‌ لطيفا و... معروف‌ شده‌اند، ساخته‌ و پرداختة‌ افراد ديگري‌ است‌. ضمن‌ اين‌ كه‌ هويت‌ تاريخي‌ افراد مذكور نيز مورد ترديد برخي‌ از پژوهشگران‌ قرار گرفته‌ است‌. افسانه‌ها نيز وضعيتي‌ خارج‌ از اين‌ چارچوب‌ ندارند. هيچ‌ كس‌ نمي‌داند چه‌ كسي‌ اولين‌ بار افسانة‌ معروف‌ «كره‌ اسب‌ دريايي‌» يا «ماه‌ پيشوني‌» را تعريف‌ كرده‌ است‌. آن‌ چه‌ مسلم‌ است‌، اين‌ افسانه‌ها نيز مانند هر اثر هنري‌ و ادبي‌، اول‌ بار توسط‌ يك‌ نفر آفريده‌ شده‌اند، اما اين‌ كه‌ آن‌ شخص‌ كي‌ بوده‌، بر ما معلوم‌ نيست‌ و علاوه‌ براين‌، در چنين‌ متن‌هايي‌، به‌ دليل‌ آن‌ كه‌ طي‌ قرن‌هاي‌ متمادي‌ در ميان‌ مردم‌ نقل‌ مي‌شده‌اند، تغيير و تبديل‌ فراواني‌ صورت‌ گرفته‌ واز نظر شكل‌ و محتوا تراش‌خوردگي‌ قابل‌ تأملي‌ در آن‌ها انجام‌ پذيرفته‌ است‌. 
متون‌ شفاهي‌ طي‌ قرن‌هاي‌ متمادي‌، از سينه‌اي‌ به‌ سينة‌ ديگر منتقل‌ و متناسب‌ با هر دوره‌اي‌ قطعاتي‌ از آن‌ها كاسته‌ شده‌ و قطعاتي‌ نيز به‌ آن‌ها اضافه‌ گرديده‌ است‌. در حقيقت‌ ادبيات‌ شفاهي‌ به‌گونه‌اي‌ مداوم‌ در تطور و تحول‌ بود و هميشه‌ خود را معاصر مي‌كرده‌ است‌. قسمتهايي‌ كه‌ با روح‌ زمانه‌ همخواني‌ داشته‌اند، حفظ‌ شده‌ و آن‌ بخشهايي‌ كه‌ روح‌ زمانه‌ را در خود بازتاب‌ نمي‌داده‌ از ميان‌ رفته‌اند. روايت‌هاي‌ هر زمانه‌ بيش‌ از هر چيز بيانگر روح‌، معرفت‌ و وجدان‌ عمومي‌ همان‌ زمانه‌ بوده‌اند. اين‌ موضوع‌ را مي‌توان‌ به‌ اين‌ گونه‌ شرح‌ داد كه‌ روايان‌ هر دوره‌، به‌ رغم‌ آن‌ كه‌ قصه‌ها و حكايات‌ فراواني‌ در سينه‌ داشته‌اند، در شرايط‌ و موقعيت‌ ويژه‌، قصه‌ هايي‌ را براي‌ روايت‌ انتخاب‌ مي‌كرده‌اند كه‌ بر اساس‌ درك‌ خودشان‌، با زمانه‌ تطابق‌ بيشتري‌ داشته‌اند. 
في‌المثل‌، اگر قصه‌هايي‌ را كه‌ مشدي‌ گلين‌ خانم‌ براي‌ الول‌ ساتن‌ تعريف‌ كرده‌ است‌، در نظر بگيريم‌، متوجه‌ خواهيم‌ شد قصه‌ هايي‌ كه‌ در آن‌ها از تجارت‌ و تاجر سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌، نسبت‌ به‌ ساير روايت‌ها درصد نظر گيرتري‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. با توجه‌ به‌ اهميت‌ تجارت‌ و هم‌ چنين‌ تجار در آن‌ دوره‌ مي‌توان‌ اين‌ موضوع‌ را توجيه‌ كرد. اولريش‌ مارزلف‌ در مقدمة‌ كتاب‌ قصه‌هاي‌ مشدي‌ گلين‌ خانم‌، نوشته‌ است‌: «الول‌ ساتن‌ حدود قصه‌ هايي‌ را كه‌ مشهدي‌ گلين‌ خانم‌ در گنجينة‌ حافظه‌ داشته‌، بيش‌ از يك‌ هزار متن‌ برآورد كرده‌ بود.» 5
در حقيقت‌، مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ مشهدي‌ گلين‌ خانم‌ (يا هر راوي‌ و قصه‌ گويي‌)، با تأثير از جامعه‌ و مناسبات‌ آن‌، از ميان‌ مجموعة‌ متوني‌ كه‌ در حافظه‌ داشته‌، دست‌ به‌ انتخاب‌ زده‌ است‌. از اين‌رو، مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ آفرينش‌ و حفظ‌ ادبيات‌ شفاهي‌، حاصل‌ كار گروهي‌ در هر جامعه‌اي‌ است‌. به‌ نظر مي‌رسد آن‌ چه‌ لوسين‌ گلدمن‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ «فاعل‌ جمعي‌» در آفرينش‌ آثار ادبي‌ ياد مي‌كند. در ارتباط‌ با ادبيات‌ شفاهي‌ مصداق‌ مي‌يابد.

2ــ شكل‌ انتقال‌ 
خلاف‌ ادبيات‌ تأليفي‌، شكل‌ اصلي‌ انتقال‌ ادبيات‌ شفاهي‌ از نسلي‌ به‌ نسل‌ ديگر به‌ صورت‌ شفاهي‌ يا آن‌ گونه‌ كه‌ مصطلح‌ است‌، سينه‌ به‌ سينه‌ انجام‌ مي‌گيرد. اين‌ موضوع‌، زمينه‌ ساز شكل‌گيري‌ روايت‌هاي‌ متنوع‌ و متفاوت‌ از يك‌ متن‌ معين‌ اعم‌ از افسانه‌، حكايت‌، لطيفه‌ و داستان‌ بلند شده‌ است‌. كم‌تر متن‌ شفاهي‌ مي‌توان‌ سراغ‌ گرفت‌ كه‌ دو روايت‌ آن‌، در همة‌ اجزا به‌ يكديگر شباهت‌ داشته‌ باشند. في‌ المثل‌، از كره‌ اسب‌ دريايي‌ ده‌ها روايت‌ و از افسانة‌ معروف‌ ماه‌ پيشوني‌، تا اندازه‌اي‌ كه‌ نگارنده‌ اطلاع‌ دارد، بيش‌ از شش‌ صد روايت‌ در ايران‌ ثبت‌ و ضبط‌ شده‌ است‌. قريب‌ به‌ اتفاق‌ اين‌ روايت‌ها در ژرف‌ ساخت‌ و خطوط‌ كلي‌، تفاوتي‌ اساسي‌ با هم‌ ندارند، اما شكل‌ بيان‌ اجزا و روساخت‌ آن‌ها تفاوت‌هاي‌ مهمي‌ دارند. 
اين‌ موضوع‌، حتي‌ در ارتباط‌ با آن‌ دسته‌ از متن‌هاي‌ شفاهي‌ كه‌ به‌ كتابت‌ در آمده‌اند. نيز مصداق‌ دارد. استاد دكتر محمد جعفر محجوب‌ دراين‌ باره‌ مي‌نويسد: «علت‌ اين‌ گونه‌ اختلاف‌ها را به‌ آساني‌ مي‌توان‌ دريافت‌. هر نقال‌ و قصه‌ خواني‌ به‌ سليقة‌ خويش‌ و طبق‌ روشي‌ كه‌ از استاد خود آموخته‌ است‌ ، تكيه‌ كلام‌ها و چاشني‌هاي‌ خاصي‌ براي‌ آب‌ و رنگ‌ دادن‌ به‌ داستان‌ ، در دسترس‌ دارد و اگر دست‌ به‌ تحرير قصه‌اي‌ برد ، حوادث‌ و سرگذشت‌ها را با همان‌ گونه‌ پيرايه‌ها و شاخ‌ و برگ‌ها كه‌ به‌ ياد دارد ، مي‌نويسد واز اين‌ روي‌ داستان‌ واحد ، تحريرهاي‌ گوناگون‌ مي‌يابد». 6
بنابراين‌ اختلاف‌ روايت‌ در متون‌ شفاهي‌، به‌ عوامل‌ گوناگون‌ از جمله‌ جنس‌، سن‌ و شغل‌ را وي‌ مخاطب‌ يا مخاطبان‌ وزمان‌ روايت‌ بستگي‌ دارد. هر يك‌ از اين‌ عوامل‌، تأثير به‌ سزايي‌ روي‌ روايت‌ برجاي‌ مي‌گذارد. في‌ المثل‌، چنان‌ چه‌ در يك‌ مجلس‌ قصه‌ گويي‌، كودكان‌ و نوجوانان‌ حضور داشته‌ باشند، راوي‌ از به‌ كار بردن‌ كلمات‌ «ركيك‌» ضمن‌ روايت‌ خودداري‌ مي‌كند. قصه‌هاي‌ «اروتيك‌» را مردان‌ براي‌ مخاطبان‌ مرد و راويان‌ زن‌ براي‌ مخاطبان‌ زن‌ روايت‌ مي‌كنند. 
سن‌ راوي‌، در روايت‌ هم‌ تأثيرات‌ خاصي‌ بر جاي‌ مي‌گذارد. 
ذكر تجربه‌اي‌ شخصي‌ در اين‌ زمينه‌ را براي‌ اين‌ بحث‌ بي‌ فايده‌ نمي‌دانم‌. چند سال‌ پيش‌، در يكي‌ از روستاهاي‌ خوزستان‌ مهمان‌ خانوادة‌ گسترده‌اي‌ بودم‌ كه‌ سه‌ نسل‌ آن‌ در كنار هم‌ زندگي‌ مي‌كردند. 
پدر بزرگ‌ خانواده‌ كه‌ تقريباً هشتاد سال‌ داشت‌ روايتي‌ از قصة‌ «خسته‌ خمار و بي‌بي‌ مهرنگار» (تيپ‌ 425 در كاتالوك‌ آرنه‌ و تامپسون‌) را برايم‌ روايت‌ كرد. چند ساعت‌ بعد، از پسر او كه‌ قريب‌ پنجاه‌ و پنج‌ سال‌ عمر داشت‌، درخواست‌ كردم‌ كه‌ همان‌ قصه‌ را روايت‌ كند. روز بعد هم‌ با به‌ كارگيري‌ ترفندهاي‌ فراوان‌، موفق‌ شدم‌ فرزند همين‌ شخص‌ را كه‌ بيش‌ از سي‌ سال‌ از عمرش‌ مي‌گذشت‌، راضي‌ به‌ قصه‌گويي‌ كنم‌. ضمن‌ قصه‌گويي‌، از او خواهش‌ كردم‌ به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ صداي‌ پدر بزرگ‌ او به‌ خوبي‌ ضبط‌ نشده‌ است‌، قصة‌ مذكور را برايم‌ روايت‌ كند. وقتي‌ هر سه‌ روايت‌ را مقايسه‌ كردم‌، نتيجه‌، بسيار جالب‌ و در عين‌ حال‌ غير قابل‌ باور بود. فقط‌ با مقايسه‌ دقيق‌ روايت‌ها امكان‌ پي‌ بردن‌ به‌ اختلاف‌ آن‌ها وجود داشت‌. تعابير، اصطلاحات‌ و حتي‌ واژهاي‌ هر سه‌ روايت‌ تا حدود فراواني‌ با هم‌ تفاوت‌ داشتند. هر يك‌ از راويان‌ بر بخشي‌ متفاوت‌ از قصه‌ تأكيد مي‌كردند. پدر بزرگ‌ خانواده‌ براي‌ بيان‌ زيبايي‌ بي‌بي‌ مهرنگار، او را به‌ « قطرة‌ باران‌ »توصيف‌ مي‌كرد. در صورتي‌ كه‌ توصيفات‌ دو راوي‌ ديگر بسيار ساده‌تر و ابتدايي‌ بود. به‌ هر حال‌ اين‌ عوامل‌ در روايت‌ تأثيرات‌ معيني‌ دارند كه‌ بايد به‌ آن‌ها توجه‌ نمود. 
نگارنده‌ بخشي‌ از تجارب‌ خود را در زمينه‌ شيوة‌ قصه‌ گويي‌ مردم‌ جنوب‌ تدوين‌ كرده‌ كه‌ اميدوار است‌ به‌ زودي‌ در همين‌ نشريه‌ به‌ چاپ‌ برساند. 
تأثير داوري‌، محيط‌ اجتماعي‌ و مخاطب‌ بر كيفيت‌ روايت‌ در نقالي‌ها و داستان‌پردازي‌هاي‌ گذشته‌ نيز به‌ چشم‌ مي‌خورد. 
در كتاب‌ طراز طراز الاخبار موضوع‌ اختلاف‌ روايتهاي‌ يك‌ قصه‌ و عوامل‌ مؤثر در آن‌ تشريح‌ شده‌ است‌. اين‌ كتاب‌ كه‌ يكي‌ از آثار بي‌نظير و منحصر به‌ فرد در زمينه‌ چگونگي‌ فن‌ قصه‌گويي‌ و نقالي‌ است‌ در قرن‌ يازدهم‌ هجري‌ توسط‌ عبدالنبي‌ فخرالزماني‌ (نويسندة‌ تذكرة‌ ميخانه‌) و به‌ توصية‌ اكبرشاه‌ گوررگاني‌ تأليف‌ شده‌ است‌. هدف‌ اصلي‌ فخرالزماني‌ از تأليف‌ اين‌ كتاب‌ آن‌گونه‌ كه‌ خود او گفته‌ است‌ شرح‌ آداب‌ خواندن‌ قصة‌ امير حمزه‌ بوده‌ تا «قصه‌ خوانان‌ را دستوري‌ باشد». اما آنچه‌ را شرح‌ مي‌دهد، در بسياري‌ موارد، ناظر بر فنون‌ عام‌ قصه‌گويي‌ در زمان‌ مؤلف‌ است‌. مؤلف‌ به‌ سه‌ شيوة‌ قصه‌گويي‌ در زمان‌ خود اشاره‌ مي‌كند. اول‌، به‌ طرز اهل‌ ايران‌، دوم‌ به‌ روش‌ مردان‌ توران‌ و سيّم‌ به‌ قانون‌ هندوستان‌» نكتة‌ جالب‌ اين‌ است‌ كه‌ وي‌ مي‌گويد به‌ دليل‌ آن‌ كه‌ به‌ روم‌ سفر نكرده‌ است‌ شيوه‌ قصه‌گويي‌ آنها را شرح‌ نمي‌دهد. 
استاد محمد جعفر محجوب‌ كه‌ نخستين‌ بار به‌ شكل‌ تفصيلي‌ اين‌ اثر را معرفي‌ كرده‌ دربارة‌ اين‌ تقسيم‌بندي‌ها مي‌نويسدك‌ «ممكن‌ است‌ اين‌ سخنان‌ در نظر خوانندة‌ ناآشنا كلي‌ و مبهم‌ جلوه‌ كند. اما براي‌ درست‌ فهميدن‌ گفته‌هاي‌ عبدالنبي‌ بايد كتابهاي‌ قصه‌اي‌ را كه‌ به‌ هر يك‌ از اين‌ سه‌ روش‌ و به‌ دست‌ قصه‌خوانان‌ هر يك‌ از اين‌ سه‌ ناحيه‌ نوشته‌ شده‌ از نظر گذرانيد.» 7
و سپس‌ سه‌ تحرير مختلف‌ از ابومسلم‌ را با همديگر مقايسه‌ كرده‌ و ادامه‌ مي‌دهد: «با يك‌ نظر به‌ هر يك‌ از اين‌ سه‌ نسخه‌ مي‌توان‌ تفاوت‌ آشكار آن‌ را با نسخه‌هاي‌ ديگر تشخيص‌ داد.» 8
خوشبختانه‌ استاد دكتر محمدرضا شفيعي‌ كد ـــــ اين‌ كتاب‌ را تصحيح‌ و آماده‌ انتشار نموده‌ است‌.

3ــ خاستگاه‌: 
خاستگاه‌ و منشأ تدوين‌ متون‌ شفاهي‌ را نمي‌توان‌ به‌ يك‌ منطقة‌ محدود جغرافيايي‌ مانند خراسان‌، گيلان‌ يا خوزستان‌ منسوب‌ كرد. في‌ المثل‌ ، با ضبط‌ روايتي‌ از قصة‌ « ماه‌ پيشوني‌» در خوزستان‌، نمي‌توان‌ آن‌ را «قصه‌اي‌ خوزستاني‌» ناميد (آن‌ چه‌ متأسفانه‌ در ايران‌ رايج‌ است‌). زيرا اولاً مرزبندي‌هاي‌ جغرافيايي‌ و نيز تقسيم‌ بندي‌هاي‌ استاني‌، موضوعي‌ بسيار متأخر است‌ كه‌ بيش‌ از هر چيز براي‌ تسهيل‌ امور حكومتي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. تا مدتي‌ پيش‌ از اين‌، استاني‌ به‌ نام‌ «گلستان‌» وجود نداشت‌ و شهرهاي‌ آن‌ جزو استان‌ مازندران‌ بودند.
يا اين‌ كه‌ بخشي‌ از استان‌ خوزستان‌ تا پيش‌ از تقسيمات‌ دورة‌ پهلوي‌. «سر جمع‌ حكومت‌» فارس‌ محسوب‌ مي‌شدند. ديگر اين‌ كه‌ چنين‌ انتساب‌هاي‌ غير علمي‌، به‌ معناي‌ چشم‌ بستن‌ بر يك‌ مقولة‌ بسيار مهم‌ به‌ نام‌ مهاجرت‌ قصه‌هاست‌. همان‌ گونه‌ كه‌ در جايي‌ ديگر نوشته‌ام‌، براي‌ آن‌ كه‌ قصه‌اي‌ را قصة‌ منطقه‌اي‌ محسوب‌ كنيم‌. بايد ساختار و اجزاي‌ آن‌ قصه‌ با ساختارهاي‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌، جغرافيايي‌، فرهنگي‌ و... آن‌ منطقه‌ تطابق‌ و توازن‌ داشته‌ باشد. براي‌ مثال‌، از قصه‌هاي‌ «كره‌ دريايي‌»، «نارنج‌ و ترنج‌»، «ماه‌ پيشوني‌»، «سنگ‌ صبور»، «بلبل‌ سرگشته‌»، «جان‌ تيغ‌» و... روايت‌هاي‌ كما بيش‌ مشابهي‌ در نقاط‌ مختلف‌ كشور وجود دارد (نا گفته‌ پيداست‌ كه‌ بحث‌ من‌ در بارة‌ روايت‌هاي‌ كما بيش‌ مشابه‌ است‌. زيرا روايت‌ هايي‌ كه‌ تفاوت‌هاي‌ چشمگيري‌ نيز با هم‌ ديگر دارند، در شهرها و مناطق‌ مختلف‌ وجود دارد). آيا پژوهشگر فرهنگ‌ عامه‌، مجاز است‌ كه‌ هر يك‌ از اين‌ روايت‌هاي‌ مشابه‌ را به‌ يك‌ منطقه‌ خاص‌ منسوب‌ كند ؟
در استان‌هايي‌ مانند خوزستان‌ كه‌ مناطقي‌ مهاجرپذير هستند، ممكن‌ است‌ پژوهشگر قصه‌هاي‌ شفاهي‌، قصه‌اي‌ را ضبط‌ كند كه‌ هم‌وطني‌ غير خوزستاني‌ في‌ المثل‌ بلوچ‌، كرد يا گيلك‌ قبلا براي‌ راوي‌ بيان‌ كرده‌ يا اين‌ كه‌ خود راوي‌، در سفر و حضر از زبان‌ كسي‌ ديگر آن‌ را شنيده‌ باشد. 7
اين‌ موضوع‌ نه‌ فقط‌ در ارتباط‌ با قصه‌ها، بلكه‌ دربارة‌ ساير ژانرهاي‌ شفاهي‌ نيز قابل‌ تعميم‌ است‌.
دوبيتي‌ها، ترانه‌ها و لالايي‌ها نيز داراي‌ همين‌ ويژگي‌ها هستند. به‌ دو بيتي‌ زير كه‌ در خراسان‌ ضبط‌ شده‌، توجه‌ كنيد: 
از اي‌ كوچه‌ گذر كردي‌ بري‌ چه‌ دل‌ زارم‌ بتر كردي‌ بري‌ چه‌
بروي‌ زخم‌ خو ] د [ خوابيده‌ بودم‌ تو زخمم‌ تازه‌تر كردي‌ بري‌ چه‌ 8
اكنون‌ آن‌ را با اين‌ دو بيتي‌ كه‌ در فارس‌ ضبط‌ شده‌ است‌، مقايسه‌ كنيد: 
از اين‌ كوچه‌ گذر كردي‌ براي‌ چه‌ دل‌ تنگم‌ خبر كردي‌ براي‌ چه‌
بروي‌ زخم‌ خود خوابيده‌ بودم‌ تو زخمم‌ تازه‌تر كردي‌ براي‌ چه‌ 9
البته‌ از اين‌ مقايسه‌، نبايد اين‌ نتيجه‌ را گرفت‌ كه‌ ضبط‌ و ثبت‌ روايت‌هاي‌ متفاوت‌ يك‌ متن‌ شفاهي‌، غير ضروري‌ است‌. تأكيد بنده‌ آن‌ است‌ كه‌ خاستگاه‌ متون‌ شفاهي‌ را نمي‌توان‌ به‌ مناطق‌ جغرافيايي‌ خاصي‌ محدود كرد. به‌ گمان‌ من‌ متون‌ شفاهي‌ را بايد در محدوده‌اي‌ بسيار فراتر از يك‌ استان‌، متن‌ منطقه‌اي‌ ناميد. محدوده‌اي‌ كه‌ مي‌تواند يك‌ حوزة‌ تمدني‌ را شامل‌ گردد يا دست‌ بالا محدود به‌ مرزهاي‌ ملي‌ يك‌ كشور باشد.

4ــ تكرار
يكي‌ ديگر از ويژگي‌هاي‌ متون‌ شفاهي‌، موضوع‌ تكرار است‌. در مجموعة‌ ادبيات‌ شفاهي‌ يك‌ قوم‌ يا ملت‌ و به‌ عبارت‌ دقيق‌تر، در محدودة‌ يك‌ حوزه‌ تمدني‌ خاص‌، بن‌ مايه‌ها و موضوعات‌ معيني‌ را مي‌توان‌ نشان‌ داد كه‌ به‌ گونه‌اي‌ مداوم‌ در آن‌ متون‌ تكرار مي‌شوند. في‌ المثل‌، در حوزه‌ تمدني‌ ايران‌ و در قسمت‌ متون‌ روايي‌ آن‌، مي‌توان‌ به‌ بن‌هاي‌ تكرار شوندة‌ زير اشاره‌ كرد :
ــ موفقيت‌ فرزندان‌ كوچكتر و حسادت‌ برادران‌ و خواهران‌ بزرگتر نسبت‌ به‌ آنها.
ــ عاشق‌ شدن‌ قهرمان‌ با شنيدن‌ اوصاف‌ دختر پادشاه‌ كشوري‌ ديگر.
ــ مبارزة‌ مار سفيد و مار سياه‌ و نجات‌ دادن‌ مار سفيد توسط‌ رهگذري‌ كه‌ معمولاً فقير و درويش‌ است‌.
ــ وجود پادشاهي‌ كه‌ به‌ رغم‌ پيري‌، فاقد فرزند (به‌ ويژه‌ پسر) است‌. 
ــ وجود درويشي‌ كه‌ با دادن‌ ميوة‌ شفا بخش‌، مشكل‌ نازايي‌ زن‌ پادشاه‌ را حل‌ مي‌كند. 
ــ حضور پريان‌ در جلد كبوتر و راهنمايي‌ قهرمانان‌ افسانه‌ها 
ــ عاشق‌ شدن‌ شاهزاده‌ در خواب‌
در متون‌ نظم‌، مانند دو بيتي‌ها نيز مي‌توان‌ به‌ بن‌مايه‌ هايي‌ مانند «غربت‌» و «يار بي‌ وفا» اشاره‌ كرد. 
بن‌ مايه‌هاي‌ تكراري‌ نه‌ فقط‌ در مجموعة‌ متون‌ شفاهي‌ يك‌ حوزة‌ فرهنگي‌ قابل‌ مشاهده‌ هستند بلكه‌ در يك‌ متن‌ واحد مي‌توان‌ تكرار آن‌ها را تشخيص‌ داد. في‌ المثل‌، دستبرد ديو به‌ باغ‌ پادشاه‌ براي‌ دزديدن‌ سيب‌. اين‌ موضوع‌ در داستان‌هاي‌ بلندي‌ مانند سمك‌ عيار، ابوملسم‌ نامه‌ و داراب‌نامه‌ نيز وجود دارد. مانند شبروي‌هاي‌ مكرري‌ كه‌ سمك‌ انجام‌ مي‌دهد. جنگ‌هاي‌ مداوم‌ و پي‌ در پي‌ امير ارسلان‌ با «كفار» و كشتن‌ آنها، از ديگر نمونه‌هايي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ نام‌ برد. 
به‌ اين‌ موضوع‌، يعني‌ تكرار، بسياري‌ از پژوهندگان‌ اديبان‌ شفاهي‌ اشاره‌ كرده‌اند. في‌المثل‌، ايتالو كالوينو كه‌ خود سال‌ها در زمينة‌ افسانه‌هاي‌ ايتاليايي‌ تحقيق‌ كرده‌ است‌، در اين‌ باره‌ مي‌نويسد: «فن‌ سنت‌ شفاهي‌ در سنت‌ عاميانه‌... بر تكرارها تأكيد دارد. مثل‌ وقتي‌ كه‌ در قصه‌ اتفاقات‌ مشابهي‌ توسط‌ آدم‌هاي‌ مختلف‌ مي‌افتد.» 10

5ــ سرگرم‌ كنندگي‌ 
يكي‌ از اهداف‌ روايت‌ در ژانرهاي‌ متفاوت‌ ادبيات‌ شفاهي‌، سر گرم‌ كردن‌ شنونده‌ و مخاطب‌، رفع‌ خستگي‌ و ايجاد نشاط‌ در ميان‌ شنوندگان‌ و پر كردن‌ اوقات‌ فراغت‌ و بي‌ كاري‌ آن‌ هاست‌. 
نگارنده‌ در موارد فراوان‌، از زبان‌ راويان‌ متفاوت‌ جمله‌اي‌ قريب‌ به‌ اين‌ مضمون‌ شنيده‌ است‌: «اين‌ حكايت‌ها و قصه‌ها را در زمان‌هاي‌ بي‌ كاري‌، براي‌ مشغوليت‌ نقل‌ مي‌كرديم‌». اين‌ را بسياري‌ از چوپانان‌، پير مردان‌ و پير زنان‌ با الفاظ‌ و عبارت‌هاي‌ متفاوت‌ نقل‌ كرده‌اند. 
خواندن‌ ترانه‌ را در ضمن‌ كارهاي‌ سنگين‌ كه‌ استاد پناهي‌ سمناني‌، از آن‌ها با تعبير زيباي‌ «كار آوا» ياد مي‌كند، بايد در رديف‌ همين‌ ويژگي‌ به‌ شمار آورد.
در كتاب‌هاي‌ تاريخ‌ و قصه‌، بارها به‌ وجود قصه‌گويان‌ و مغنياني‌ در دربارها اشاره‌ شده‌ است‌ كه‌ «براي‌ رفع‌ ملال‌ خاطر و انبساط‌ سلطان‌، قصه‌ يا حكايتي‌ را روايت‌ كرده‌ يا ترانه‌اي‌ خوانده‌اند.» در هزار و يك‌ شب‌، به‌ گونه‌اي‌ مكرر به‌ اين‌ موضوع‌ در ارتباط‌ با هارون‌ الرشيد اشاره‌ شده‌ است‌.

6ــ زبان‌: 
ويژگي‌ ديگر ادبيات‌ شفاهي‌، زبان‌ آن‌ است‌. اين‌ زبان‌، همان‌ زبان‌ گفتاري‌ مردم‌ است‌ كه‌ قدما به‌ آن‌ «زبان‌ اهل‌ سوق‌» مي‌گفتند. همان‌ زبان‌ زنده‌اي‌ كه‌ مردم‌ در بازارها و گذرها از آن‌ به‌ عنوان‌ وسيلة‌ ارتباط‌ استفاده‌ مي‌كنند.
اين‌ ويژگي‌ در آن‌ دسته‌ از متون‌ شفاهي‌ كه‌ به‌ كتابت‌ نيز در آمده‌اند، كاملاً حفظ‌ شده‌ است‌.در اين‌ متون‌ « جمله‌ها ساده‌ و كوتاه‌ و گاه‌ بريده‌ بريده‌ است‌. اغلب‌ در آن‌ واژه‌ها و گاه‌ افعال‌ تكرار مي‌شود... تعبيرهاي‌ مجازي‌ كه‌ در آن‌ به‌ كار مي‌رود ، دور از ذهن‌ و پيچيده‌ نيست‌ و در همان‌ حدي‌ است‌ كه‌ مردم‌ عادي‌ ، هنگام‌ گفتگو گو اغلب‌ به‌ صورت‌ كنايه‌ يا ضرب‌ المثل‌ به‌ كار مي‌برند.» 11
غلبة‌ زبان‌ گفتاري‌ در اين‌ متون‌ مكتوب‌، به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ استاد زنده‌ ياد دكتر محمد جعفر محجوب‌، دربارة‌ آن‌ها نوشته‌ است‌: «بدين‌ ترتيب‌، به‌ جرأت‌ تمام‌ مي‌توان‌ در علم‌ سبك‌شناسي‌ ، در برابر سبك‌ خواص‌ ، به‌ سبك‌ عوام‌ قايل‌ شد و قبل‌ از هر گونه‌ تقسيم‌ بندي‌ سبك‌ها ، نخست‌ آن‌ها را به‌ اين‌ دو قسمت‌ بزرگ‌ و متمايز از يك‌ ديگر تقسيم‌ كرد. 14
استاد محجوب‌ از اين‌ كه‌ در كتاب‌هاي‌ رسمي‌ سبك‌شناسي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ توجه‌ نشده‌، ابراز تأسف‌ مي‌كند.

7ــ آموزش‌
آموزش‌ و انتقال‌ تجارب‌ انساني‌ به‌ ديگران‌ و به‌ ويژه‌ به‌ فرزندان‌، از ديگر ويژگي‌هاي‌ ادبيات‌ شفاهي‌ است‌. اين‌ ويژگي‌ از اهميتي‌ يك‌سان‌ در ژانرهاي‌ متفاوت‌ اين‌ ادبيات‌ برخوردار نيست‌. 
در برخي‌ از آنها هدف‌ آموزشي‌، به‌ صورت‌ آشكار قابل‌ تشخيص‌ است‌ و در بعضي‌ ديگر، اين‌ هدف‌ پنهان‌ به‌ نظر مي‌رسد. 
شايد بهتر باشد كه‌ اين‌ موضوع‌ را در بحث‌ كاركردهاي‌ ادبيات‌ شفاهي‌ ارزيابي‌ كنيم‌.به‌ دليل‌ آن‌ كه‌ نگارنده‌ قصد دارد به‌ اين‌ موضوع‌ در مبحث‌ افسانه‌ها به‌ صورت‌ تفصيلي‌ بپردازد، در اينجابه‌ صورت‌ مختصر از كنار آن‌ مي‌گذرد.

پي‌ نوشت‌: 
1ــ پراب‌، ولاديمير: ريخت‌شناسي‌ قصه‌هاي‌ پريان‌، ترجمة‌ فريدون‌ بدره‌اي‌، انتشارات‌ توس‌ 1368
گفتني‌ است‌ كه‌ دكتر بدره‌اي‌، چند مقالة‌ ديگر از پراپ‌ ترجمه‌ كرده‌ كه‌ به‌ صورت‌ كتابي‌ مستقل‌ تحت‌ عنوان‌ «ريشه‌هاي‌ تاريخي‌ قصه‌هاي‌ پريان‌» به‌ وسيله‌ انتشارات‌ توس‌ منتشر شده‌ است‌. مترجم‌ برهر دو كتاب‌ مقدمه‌هايي‌ فاضلانه‌ نوشته‌ است‌ كه‌ براي‌ علاقه‌مندان‌ ادبيات‌ شفاهي‌، نكات‌ بسيار مهمي‌ در بر دارند. 
2- Hector chadwick and nora k. chadwick The Growth of literature . 3 vols cambridge.
3ــ رشد ادبيات‌ (جلد اول‌) انتشارات‌ علمي‌ فرهنگي‌ 1367
4ــ «داستان‌هاي‌ عاميانه‌ فارسي‌»، عنواني‌ است‌ كه‌ استاد زنده‌ ياد دكتر محمد جعفر محجوب‌، برداستان‌هايي‌ مانند سمك‌ عيار، داراب‌نامه‌ها، ابومسلم‌ نامه‌ و.. نهاده‌ بود. 
5ــ ساتن‌، الول‌: قصه‌هاي‌ مشدي‌ گلين‌ خانم‌، به‌ كوشش‌ اولريش‌ مارزلف‌، سيد احمد وكيليان‌، آذر امير حسيني‌ نيتهامر، نشر مركز 1374 مقدمة‌ اولريش‌ مارزلف‌ صفحه‌ 14
6ــ محجوب‌، دكتر مجمد جعفر: ادبيات‌ عاميانة‌ ايران‌ (ج‌ اول‌) به‌ كوشش‌ دكتر حسن‌ ذوالفقاري‌، نشر چشمه‌، 1382، صفحه‌ 597
7ــ منبع‌ پيشين‌ ج‌ 2 ص‌ 1093
8ــ همان‌ ص‌ 1094
9ــ كتاب‌ ماه‌ ادبيات‌ و فلسفة‌ شماره‌ 63، دي‌ ماه‌ 1381، صفحه‌ 112 مقالة‌ «افسانه‌هاي‌ گيلان‌» 
10ــ ميهن‌ دوست‌، محسن‌: كله‌ فرياد (ترانه‌ هايي‌ از خراسان‌)، نشر گل‌ آذين‌ 1380، صفحه‌ 24
11ــ ترانه‌هاي‌ محلي‌ فارس‌، گردآوري‌: صادق‌ همايوني‌، انتشارات‌ بنياد فارس‌شناسي‌. شيراز 1379، صفحه‌ 225
12ــ كالوينو، ايتالو: شش‌ يادداشت‌ براي‌ هزارة‌ بعد، ترجمه‌ ليلي‌ گلستان‌، كتاب‌ مهناز، صفحه‌ 50
13ــ مير صادقي‌، جمال‌ و ميمنت‌: واژه‌ نامة‌ هنر داستان‌ نويسي‌، كتاب‌ مهناز، 1377، صفحه‌ 261
14ــ منبع‌ شماره‌ 6، صفحه‌ 597 
شوراي گسترش زبان فارسي

http://www.persian-language.org/Group/Article.asp?ID=925

 

 

ارتباط با شاهو صالحي


لطفا جهت اجرای نقالی با شماره

09213904038

تماس بگيريد

ويا به شماره پيام كوتاه ،پيامك بزنيد

********************

شماره پیام کوتاه

30004855005500

 

*****************

شماره همراه شاهو صالحی

989121953642+

*****************

شماره فكس

02189775305

***********************

morshed.shshoo@gmail.com

morshed.shahoo@yahoo.com

************************

آدرس هاى سايت

www.Shahoo-salehi.com

www.Shahoo-salehi.ir

www.naghal.com

www.naghal.ir